تبلیغات
.سر به هوا

فکه روایت آوینی

شاید دلم می خواس پستی رو که برا فکه نوشته بودم ، روز شهادت آوینی بزارم اما می ترسیدم که روایت آوینی رو خوب بیان نکنم تصمیم گرفتم اینطوری بگم ،

روح بی‌آرام او همیشه در پی یافتن حقیقت بود . و برای این كار به هر دری می‌زد، كتاب می‌خواند ، به شبهای شعر و گالری‌های نقاشی می‌رفت ، موسیقی كلاسیك گوش می‌كرد و ساعت‌ها با دوستانش مباحثه می‌كرد مباحثاتی كه به گفته خودش سرشار از « تظاهر به دانایی » بود و دست آخر دریافت كه « تظاهر به دانایی هرگز جایگزین دانایی نمی شود »

آوینی به روایت آوینی

"حقیر دارای فوق لیسانس معماری از دانشکده‌ی هنرهای زیبا هستم اما کاری را که اکنون انجام می‌دهم نباید به تحصیلاتم مربوط دانست حقیر هرچه آموخته‌ام از خارج دانشگاه است بنده با یقین کامل می‌گویم که تخصص حقیقی در سایه‌ی تعهد اسلامی به دست می‌آید و لاغیر قبل از انقلاب بنده فیلم نمی‌ساخته‌ام اگرچه با سینما آشنایی داشته‌ام. اشتغال اساسی حقیر قبل از انقلاب در ادبیات بوده است... با شروع انقلاب تمام نوشته‌های خویش را - اعم از تراوشات فلسفی، داستان‌های کوتاه، اشعار و... - در چند گونی ریختم و سوزاندم و تصمیم گرفتم که دیگر چیزی که "حدیث نفس" باشد ننویسم دیگر از "خودم" سخنی به میان نیاورم... سعی کردم که "خودم" را از میان بردارم تا هرچه هست خدا باشد، و خدا را شکر بر این تصمیم وفادار مانده‌ام. البته آن چه که انسان می‌نویسد همیشه تراوشات درونی خود اوست همه‌ی هنرها این چنین هستند کسی هم که فیلم می‌سازد اثر تراوشات درونی خود اوست اما اگر انسان خود را در خدا فانی کند، آن‌گاه این خداست که در آثار او جلوه‌گر می‌شود حقیر این چنین ادعایی ندارم ولی سعیم بر این بوده است." 

قسمتهایی از مقاله بسیج جهانی برای تشکیل ارتش متحد اسلامی :

قواعد دیپلماسى براى حفظ موازنه قوا در جهان صورت گرفته است كه امریكا بر آن سیطره دارد و بنابراین تنها امریكاست كه اجازه دارد تا قوانین این بازى را رعایت نكند، دیگران موظف هستند كه نه تنها تسلیم این بازى بین المللى شوند، بلكه اصلا به روى مبارك خویش نیز نیاورند كه این فقط یك بازى است.

از این لحاظ دیپلماسى به هنرپیشگى شبیه است اگرچه به مراتب از آن دشوارتر است چرا كه بر یك نمایشنامه معین و آزموده متكى نیست. بازى دیپلماسى نیز، بازى مرگ است و هر كه در این بازى، بازنده شود باید بمیرد، اما به مرگى واقعى، كافى نیست كه مردن را بازى كند كه در این بازى، فقط باختن است كه بازى نیست.

امریكا اجازه دارد كه قواعد بازى را رعایت نكند و وقتى هم كه چنین مى كند، باز، قاعده براین است كه نه فقط همه خود رابه نفهمى بزنند بلكه این خلاف آمد را نیز به مثابه یكى از قواعد بازى، توجیه كنند. وقتى این توجیه، اصل باشد بازى مى تواند هر قاعده اى به خود بگیرد و كسى هم حق اعتراض ندارد. انقلاب اسلامى چه بخواهیم و چه «نخواهند» ما را از این بازى بین المللى بیرون كشیده است. اما جهانى كه امریكا بر آن سیطره دارد- یعنى كره زمین- جهانى نیست كه در آن بتوان براى همیشه از این بازى جهانى، بیرون كشید مگر این عالم در آنجاست كه «زندگى واقعى» و «بازى» را به یكدیگر مبدل ساخته و بنابراین، «واقعیت»، چنین صورت پذیرفته است كه هر كه در بازى شركت نكند، «دیوانه» مى پندارندش. و فقط به این پندار نیز بسنده نمى كنند؛ مى گیرندش و در بند غل و زنجیر، گرفتارش مى كنند و این همه در چشم مردمان نیز عادلانه مى نماید.

... و اما تاكجا باید به این قواعد گردن نهاد؟ شرط زنده ماندن در این جهان، آن است كه «عاقلانه» رفتار كنى و «عقل» نیز تعریف خاص خویش را دارد. عقل یعنى تسلیم... و عاقل كسى است كه به وضع موجود گردن بگذارد و از خلاف آمد عادت اجتناب ورزد؛ هر چند همچون مردمان بوسنى و هرزگوین غریبانه و مظلومانه در چنگال شقى ترین اشقیاء تاریخ گرفتار آمده باشد.

... و اما از قواعد این بازى بیرحمانه مرگ، یكى هم آن است كه هرگاه مصالح امریكا ایجاب كند بعضى ها اجازه داشته باشند كه خلاف همه اصول پذیرفته بین المللى رفتار كنند. در همین جهان راسیونال، اسراییل از نیم قرن پیش هر آنچه خواسته كرده است و هیچ یك از سازمان هاى بین المللى بازى حقوق بشر نیز ممانعتى جدى از خود نشان نداده اند. در همین جهان خردگرا، وقتى عراق در تفسیر ایما و اشاره هاى امریكا اشتباه مى كند و به كویت حمله ور مى شود، بیست و هفت كشور جهان براى سركوبى او بسیج مى شوند و فاتحانه صدام را- كه نه، مردم عراق را- به جرم نقض حقوق بشر گوشمالى مى دهند اما آنگاه كه همین صدام شنیع ترین جنایات را درباره شیعیان جنوب عراق اعمال مى كند و از زمین و آسمان آتش و بمب هاى شیمیایى بر سر آنان فرو مى ریزد، انگار نه انگار كه واقعه اى رخ داده است.

پیشنهاد تشكیل ارتش متحد مسلمانان براى مقابله با جنایات صلیبى صرب هاى نژادپرست علیه مردمان بوسنى و هرزگوین مى تواند تنها در محدوده ایران محصور نماند و به صورت یك بسیج جهانى مسلمانان درآید. مسلمانان سراسر جهان، اكنون از آن آمادگى برخوردارند كه فارغ از مناسبات دیپلماتیك دولت ها، چنین ارتشى را سازماندهى كنند؛ چنانچه در قضیه سلمان رشدى نیز چنین آمادگى وسیعى وجود داشت و به موقع مورد بهره بردارى امام امت (س) قرار گرفت.

مسلمانان سراسر جهان، اكنون آمادگى دارند كه براى عضویت در یك ارتش متحد اسلامى نام نویسى كنند و در گردان ها و لشگرهایى منظم سازمان یابند زیرا تا هنگامى كه صلیبى ها و نژادپرستان در كره زمین وجود دارند، احتمال باید داد كه در هر جاى دیگرى از این سیاره، واقعه بوسنیا هرزگوین تكرار شود. (سایت شهید آوینی  )

ـ فروردین ماه هزار و سیصد و هفتاد و دو ، روایت آوینی در فکه نا تمام ماند ....

 



چهارشنبه 19 فروردین 1388 | نظرات ()


موضوعات

دفاع مقدس

مهدویت

ائمه معصومین (ع)

متفرقه

اسلام

موسیقی

روزانه ها

حجاب

شهادت

دوستان

قرآن

یک وبلاگ مذهبی نظامی

سید مسعود شجاعی طباطبائی

رنگ خدا

قزوه

نشانه

حاج رضوان

میعاد گاه یار

نماینده

مثل هیچکس

نستوه

انتهای بیراهه

سایبریا

خدا هم عاشق است

محمد

میلاد عرفان پور

پلخمون

مجاهدین

رفاقت با شهدا

کربلائی 110

سیاه مشق

دست نوشته های یک بسیجی

آرشیو مطالب

آبان 1389

مرداد 1389

آبان 1388

مهر 1388

شهریور 1388

مرداد 1388

تیر 1388

اردیبهشت 1388

فروردین 1388

اسفند 1387

نویسنده

سر به هوا

آمار سایت

بازدیدهای امروز :
بازدیدهای دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :

امکانات جانبی

RSS 2.0

سایت سیاسی فرهنگی مرصاد20