تبلیغات
.سر به هوا

عبادت ، شهادت

این مطلبی که می خونین یه خلاصه ای از سلسله سخنرانی های آیت الله مصباحه که می خوام إن شاءالله هر از چند گاهی توی وبلاگم بزارم

خیلی دوس ندارم طولانی بشه واسه همین خلاصه می آرم ،سعی دارم تقریباً شبیه به گفتار خودشون باشه .این اولین بخشه که برای خودم خیلی قشنگ و دوست داشتنی بوده . فکر کنم واسه شما هم جالب باشه .

تا به حال فکر کردین خدا به کدوم یکی از بنده هاش مباهات می کنه !؟

پیامبر خدا به ابوذر می فرمایند :

خداوند متعال به واسطه سه نفر از بندگان خود در نزد فرشتگان مباهات میکند .

مباهات خدا یعنی چی و خداوند چگونه بر فرشتگان مباهات می کنه ؟؟ قدر مسلم این سه دسته از افراد مقامشان از مقام ملائک بالاتر است .

و خداوند متعال مقام این افراد را برای ملائک آشکار می کند که این افراد دارای چه مقام عالی هستند !

دسته اول : کسی است که در یک بیایانی تنها باشد و هیچ کس او را نبیند وقت نماز فرا برسد اذان بگوید و اقامه بگوید و نماز بخواند خداوند متعال به ملائک می فرمایند ببیند بنده من در جایی که کسی اورا نمی بیند و از حال او خبر ندارد درمقام بندگی من بر آمده اذان گفته ، اقامه گفته و نمازش را خوانده.

خداوند به هفتاد هزارملک امر می فرمایند که بر اونازل شوند و پشت سر او نماز بخوانند و تا روز بعد برای او استغفار کنند .لیستغفرون له الی الغدأ من ذلک الیوم

دسته دوم : کسی است که نصف شب از بستر گرم بلند بشه و راحتیه بستر و لذات خودش رو کنار بذاره و مشغول عبادت و مناجات با خدا بشه بعد از اینکه سحر خیزی کرد ، نماز شبش رو خوند و نافلش رو به جا آورد سر به سجده بزاره و اونقدر سجده رو طول بده که در همان حال سجده خوابش ببره . خداوند متعال به ملائک میفرمایند نگاه کنید بنده من در نیمه شب تاریک که کسی او را نمی بیند بلند شد و بندگی کرد و عبادت به جا آورد و اونقدر عبادت کرد که دیگه خسته شد و خوابش برد روحش پهلوی منه و بدنش در حال سجده بر روی زمین افتاده .

دسته سوم : کسی است که با گروهی در جبهه جنگ شرکت کرده و اون گروه شکست بخورند فرار کنند ، در مقابل دشمن تاب مقاومت نیاورند و فرار کنند و اون شخص تنها بماند با اینکه می بیند دوستانش فرار کردند بماند و مقاومت کند تا کشته شود با اینکه او هم می توانست فرار کند و جان سالم به در برد اما ترجیح داد بماند و در راه خدا شهید شود خداوند متعال به جود چنین بنده ای هم مباهات می کند چون در چنین حالی که یک نفر درمقابل یک ستون از دشمن قرار بگیرد و یارو یاوری هم نداشته باشد دیگه مقاومت واجب نیست .

از این بخش روایت درسهای زیادی می توان گرفت وقتی خداوند متعال به وجود بعضی از بندگان پیش ملائک مباهات میکنه معلوم می شه که این ارزشها خیلی اهمیت دارن

اگه چیزهای دیگری موجب کمال بیشتری درانسانها می شد بندگان قرب بیشتر به خداوند پیدا می کردند خداوند اونها رو ذکر می کرد وقتی خداوند می خواهند به ملائک بفرمایند ببینید بندگان من در میان انسانها به چه مقامی رسیده اند اون ارزشهای بهتر را معرفی میکند ،

این سه گروه چه ویژگی خاصی دارند ؟

کسانی هستند اموالشون رو درد راه خدا انفاق می کنند و حتی ایثار می کنند ولی خداوند متعال نفرموده که به وجود این افراد مباهات می کنه و حتی انواع دیگر عبادات که همش ارزش هست و همش موجب کمال هست ،هیچ کدام را خداوند نفرموده اند که به آنها مباهات می کند درمیان این سه نفر چه چیزی هست که موجب می شود خداوند به آنها مباهات کند .

عنصر مشترک در میان این افراد که در بیان هم به آنها اشاره شده است ، خداوند می فرمایند کسی که در بیابان تنها باشد کسی او را نبیند بایسته اذان واقامه بگه و نماز بخونه .

کسی که نصف شب تنها بلند بشه در حالی که کسی او را نمی بیند

کسی که در جبهه جنگ تنها بمونه تنها یی بجنگد تا به شهادت برسه

این تنها بودن عنصر مشترک است .

اون چه به عقل قاصر بنده می رسه دو تا نکته دارد دو تا سر عظیم درش هست .

یکی این که انسانها معمولا تحت تأثیر القائات و رفتار دیگران قرار می گیرند این طبیعی است و این از ویژگی های روح آدمی است که وقتی می بیند عده ای کاری را انجام می دهند او هم تمایل پیدامی کند که به اون سمت حرکت کنه این حالت گو این که عاملی است، کمک می کنه به انسان وقتی گروهی یک کار خیر را انجام می دن اون هم انجام بده این مسئله هر چند خوبه ،با این حال نشانی از یک ضعفی دارد خدا این عامل را درروح آدم قرار داده که افرادی که ضعیف هم هستند بتوانند به واسطه آدم صالح راه خوب را انتخاب کنند واولاً چنین افرادی گاهی از جوی که غیرسالم هم هست پیروی می کنند و به هرحال خودشون استقلال به تصمیم ندارند نه در شناخت و نه در تصیم

در شناخت هم دو بخش هست یکی احکام الهی و وظایف شرعی است که حکم خدا را نمی دانند و یکی موضعاتش را درست تشخیص نمیدن و چنین کسی وظیفش هست که از عالم پیروی کند و این فرق دارد با کسی که زحمت بکشه و خودش استنباط کنه وحکم الهی را ازمنابع اصلیش استنباط کنه این شناخت استدلالی فرق می کند با شناخت تقلیدی

در موضوعات هم همینطور است همه درست موضوعات احکام اجتماعی رو نمی دونن و در این جهت مذموم هم نیست اما فرق می کند با کسی که اهل شناخت باشه و چراغی در دست داشته باشد و دیگران را هم راهنمائی می کند

اما در مقام تصمیم گیری و عمل گاهی آدم موضوع را می داند حال چه در مقام اجتهادی یا تقلیدی ولی در مقام عمل اگه تنها باشه معلوم نیست که انجام بدهد اگه رفیق داشته باشد چرا انجام می دهد و ...

 



دوشنبه 21 اردیبهشت 1388 | نظرات ()


موضوعات

دفاع مقدس

مهدویت

ائمه معصومین (ع)

متفرقه

اسلام

موسیقی

روزانه ها

حجاب

شهادت

دوستان

قرآن

یک وبلاگ مذهبی نظامی

سید مسعود شجاعی طباطبائی

رنگ خدا

قزوه

نشانه

حاج رضوان

میعاد گاه یار

نماینده

مثل هیچکس

نستوه

انتهای بیراهه

سایبریا

خدا هم عاشق است

محمد

میلاد عرفان پور

پلخمون

مجاهدین

رفاقت با شهدا

کربلائی 110

سیاه مشق

دست نوشته های یک بسیجی

آرشیو مطالب

آبان 1389

مرداد 1389

آبان 1388

مهر 1388

شهریور 1388

مرداد 1388

تیر 1388

اردیبهشت 1388

فروردین 1388

اسفند 1387

نویسنده

سر به هوا

آمار سایت

بازدیدهای امروز :
بازدیدهای دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :

امکانات جانبی

RSS 2.0

سایت سیاسی فرهنگی مرصاد20