تبلیغات
.سر به هوا

تیر غیب

به یاد شهید مرتضی یزدخواستی ....

در منطقه عملیات محرم ، ( پاسگاه شرهانی ) ، بین ما هشت سنگر نشین ، او از همه کوچکتر بود .نوجوانی با جثه ای کوچک ، اما صلابتی مردانه ! بعد از نماز صبح غیبش می زد .می رفت دم دم غروب برمی گشت .

- کجا بودی ؟

- « اِی !

همه مشکوک شدند .

- یکی از ما باید تحقیق کند ، تا سر از کارش در بیاوریم .

مثل هر روز نماز صبح حرکت کرد .یکی از ما تعقیبش نمود نزدیک غروب برگشت .

- « هان چه شد ؟ کجا هرروز؟ »

- هیچی یک قبضه اسلحه مگ برده در یک کمین مخفی کرده ؟ »

- کجا ؟

دویست - سیصد متری دشمن رو به دستشوئی نیروهای دشمن ، هنگام قضای حاجت ، یه

 خال می ذاره روی پیشونیشون .

- « ازش پرسیدی چند نفر کشته ؟»

- « می گه اِی ...چند نفری ، دشمن گیج شده ... نمی دونه تیر غیب از کجا میرسه » .

به نقل از سید جواد مغیث : برگرفته شده از «عبور از چم هندی »



چهارشنبه 23 اردیبهشت 1388 | نظرات ()


موضوعات

دفاع مقدس

مهدویت

ائمه معصومین (ع)

متفرقه

اسلام

موسیقی

روزانه ها

حجاب

شهادت

دوستان

قرآن

یک وبلاگ مذهبی نظامی

سید مسعود شجاعی طباطبائی

رنگ خدا

قزوه

نشانه

حاج رضوان

میعاد گاه یار

نماینده

مثل هیچکس

نستوه

انتهای بیراهه

سایبریا

خدا هم عاشق است

محمد

میلاد عرفان پور

پلخمون

مجاهدین

رفاقت با شهدا

کربلائی 110

سیاه مشق

دست نوشته های یک بسیجی

آرشیو مطالب

آبان 1389

مرداد 1389

آبان 1388

مهر 1388

شهریور 1388

مرداد 1388

تیر 1388

اردیبهشت 1388

فروردین 1388

اسفند 1387

نویسنده

سر به هوا

آمار سایت

بازدیدهای امروز :
بازدیدهای دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :

امکانات جانبی

RSS 2.0

سایت سیاسی فرهنگی مرصاد20