تبلیغات
.سر به هوا

عشق و عاشقی!!!!

سلام :

امروز می خوام از عشق بنویسم یه موضوع آشنا شاید خیلی دم دستی و خودمونی !

تا به حال به وجود نیروی عشق تو وجودتون توجه کردین ؟

تا به حال به این نکته فک کردین که این میل با تمام میل های دیگه که تووجود ماست مث دونستن یا میل به حقیقت جوئی و شاید خیلی از میل های دیگه متفاوته ؟

تا حالا فکر کردین که تو وجود همه آدما یه نیرو یا کششی هست که اونو به طرف کسی یا چیزی جذب می کنه ؟

حتماً فک کردین ! اما به این هم فک کردین ، کی ؟ یا چی رو دوست دارین ؟

تا به حال فک کردین تا کجا واسه اون چیزی که دوست دارین مایه می زارین ؟

چه قد حاضرین بدین واسه این محبت ؟

همه می دونیم یکی از مظاهر محبت تو وجود مادرا دیده می شه ،ازنشونه هاش اینه که مادر از در آغوش گرفتن فرزند و پرستاری از اون لذت می بره .یا یه شکل دیگش محبت والدین و فرزندانه ، یا خواهر و برادرا و از این دست محبت هاست .شاید هم یکی دیگه از انواع محبت در علاقه انسان به اشیاء است مثل علاقه به مسکن ، و ...

خیلی می شه از این نوع علائق یا محبتها مثال زد ، دیدین ما وقتی یه چیز زیبا ، یا یه دوست زیبایی رو می بینیم چقدر از دیدن اون تو وجود خودمون احساس آرامش می کنیم .

می دونستین هر کدوم از ما ها به اندازه ظرفیتی که داریم از جمالی که خداوند خلق کرده « الّذی احسَن کلّ شیءٍ خلقه » بهره می گیریم ؟؟

راستی مگه محبت یا عشق شدت و ضعفی هم داره مگه مرتبه ،مرتبه ایه ؟؟

در حقیقت واسه محبت سه تا تقسیم بندی وجود داره .

- مرتبه ضعیف محبت اینه که شخص نیازمند قرب به محبوبش هست اما ، هیچ نوع فداکاری و از خود گذشتگی در اون وجود نداره . به زبون خودمونی رسید ، رسید ، نرسیدم ، خوب نرسیده دیگه !

- مرتبه متوسطش اینه که طرف علاوه بر اینکه نیازمند قرب به محبوبش هست ، در این راه فداکاری می کنه اما بازم یه حدی قائل می شه تا جائی حاضر به فداکاری می شه که منافع خودش لطمه نبینه ! خودمونیشو بلد نیسم چه جوریه !!

- این مرتبه آخری مرتبه شیفتگیه مرتبه خود باختگی ، تو این مرتبه از عشق شخص حاضره به خاطر محبوبش هر کاری بکنه .

تو این مرحله شخص کمال لذت رو فقط تو این نمی بینه که از محبوبش تبعیت کنه ، بلکه وجودش توی فناء شدن دروجود محبوب می بینه ! و نشونه این لذت اظهار خضوع و کرنش در برابر محبوبه و نشونه دیگش اینه که خواست محبوب رو به همه کس و همه چیز مقدم می بینه ( البت بدون هیچ قید و شرطی ضمناً !!)

می دونیم هر چه قدر محبت به کسی در وجودمون بیشتر باشه ، لذت وصال به همون اندازه شدیدتر می شه .

می دونیم که اگه وصول به این محبوب مقید به شرایط زمانی و مکانی محدود کننده ای نباشه و هر کجا واسمون میسر باشه که این وصال رو درک کنیم مطمئناً این میل ما اینجاس که به طور کامل ارضا می شه .

پس ، این میل فطری به سمتی میره که در بی نهایت به سوی عشقی است هستی سوز ، نسبت به معشوقی بی نهایت زیبا و بی نهایت کامل که شدیدترین رابطه وجودی رو با انسان داشته باشه و انسان بتونه وجودش تو فناشدن در اون ببینه .

این عشق چیه ؟ این وصال ؟ کیه که لایق این همه از خود گذشتنه .

برداشتهایی از: خودشناسی برای خودسازی آیت الله مصباح یزدی

 



جمعه 25 اردیبهشت 1388 | نظرات ()


موضوعات

دفاع مقدس

مهدویت

ائمه معصومین (ع)

متفرقه

اسلام

موسیقی

روزانه ها

حجاب

شهادت

دوستان

قرآن

یک وبلاگ مذهبی نظامی

سید مسعود شجاعی طباطبائی

رنگ خدا

قزوه

نشانه

حاج رضوان

میعاد گاه یار

نماینده

مثل هیچکس

نستوه

انتهای بیراهه

سایبریا

خدا هم عاشق است

محمد

میلاد عرفان پور

پلخمون

مجاهدین

رفاقت با شهدا

کربلائی 110

سیاه مشق

دست نوشته های یک بسیجی

آرشیو مطالب

آبان 1389

مرداد 1389

آبان 1388

مهر 1388

شهریور 1388

مرداد 1388

تیر 1388

اردیبهشت 1388

فروردین 1388

اسفند 1387

نویسنده

سر به هوا

آمار سایت

بازدیدهای امروز :
بازدیدهای دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :

امکانات جانبی

RSS 2.0

سایت سیاسی فرهنگی مرصاد20