تبلیغات
.سر به هوا

مولود کعبه

در حدیثی در روضه کافی نقل شده است :

فاطمه بنت اسد هنگام تولد رسول خدا (ص) به کمک آمنه مادر آن حضرت آمد و چون محمد (ص) به دنیا آمد ،نوری پدیدار شد که ما بین شرق و غرب را فرا گرفت و موجب تعجب و شگفت آن دو گردید .

در این حال ابو طالب به دیدن آن دو آمد و هر دو را در شگفت دید و چون از سبب تعجب آن دو پرسید ، فاطمه همسرش ، داستان نوری را که مشاهده کرده بود بدو گفت و ابو طالب او را مخاطب ساخته ، اظهار کرد :

می خواهی تو را مژده دهم ؟

فاطمه گفت : آری

ابو طالب گفت : آگاه باشد که تو نیز درآینده پسری به دنیا خواهی آورد که وصی این مولود خواهد بود .

مرحوم کلینی از امام صادق ( ع) نقل می کند :فاطمه بنت اسد ، مادر امیر المؤمنین ، نخستین زنی بود که از مکه به نزد رسول خدا (ص) هجرت کرد و با پای خود به مدینه آمد

، ابن جوزی نقل کرده که فاطمه نخستین زنی بود که پس از خدیجه با رسول خدا (ص) بیعت کرد و نخستین زنی بود که با پای پیاده به مدینه هجرت نمودهمچنین ، ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه گفته است : او یازدهمین مسلمانی است که به اسلام گروید .

فاطمه نخستین زن از بنی هاشم بود که با مردی هاشمی از همان تیره ازدواج کرد و از وی فرزند آورد و از این رو فرزندانشان از دو سو نسبشان به هاشم می رشد و هاشمی هستند .

هنگامی که او را در قبر قرار دادند پیامبر خم شد و به او تلقین کرد چون از او پرسیدند : پرورگارت کیست ؟جواب داد ، پرسیدند پیغمبرت کیست ؟ و او پاسخ داد و زمانی که از او پرسدند امام و ولی تو کیست ؟ در پاسخ ماند و پیامبر بدو گفت پسرت ...

داستان ولادت علی ( ع) را به صورت متواتر هم اهل سنت و هم علمای شیعه نقل کرده اند : بنابر آنچه شیخ صدوق ( ره ) در کتاب امالی ، علل الشرایع و معانی الخبار و محدثین دیگر شیعه نقل کرده اند این گونه است که از یزید بن قعنب روایت شده که گوید :

من و عباس بن عبدالمطلب و جمعی از قبیله «بنی عبدالعزی » روبه روی خانه کعبه در مسجد الحرام نشته بودیم که ناگهان فاطمه بنت اسد که درد زایمان او را ناراحت کرده بود ، پدیدار گشته و نزد خانه آمد و گفت :

«پروردگارا من ایمان دارم به تو و به همه پیغمبران و کتابهائی که از سوی تو آمده ، و گفتار جدم ابراهیم خلیل را تصدیق دارم و به او که این خانه کعبه را بنا کرد ، پروردگارا به حق همان کسی که این خانه را بنا کرد و به حق این نوزادی که در شکم من است که ولادت او را بر من آسان گردان »

یزید گوید : ناگهان دیدم قسمت پشت خانه کعبه شکافته شد و فاطمه به داخل خانه رفت و از دیگاه ما پنهان گردید و دیوار خانه نیز یه هم پیوست ، ما که چنان دیدیم خواستیم قفل در را باز کنیم ولی در باز نشد و دانستیم از جانب خدای تعالی است .

سه روز از این ماجرا گذشت و چون روز چهارم شد ، فاطمه از همان مکان بیرون آمد و علی ( ع ) را در دست داشت و به مردم می گفت :

خدای تعالی مرا بر زنان پیش از خود برتری بخشید ، زیرا آسیه دختر مزاحم خدای عزوجل را در مکان یرستش می کرد که جز به صورت اضطرار و ناچاری نمی بایستی پرستش او را نمود و مریم دختر عمران نخله خشک خرما را حرکت داد تا از آن رطب تازه خورد و من در خانه خدا رفتم و از روزی و میوه بهشتی خوردم و چون خواستم از خانه بیرون آیم هاتفی ندا کرد ای فاطمه نام این مولود را علی بگذار که خدای علی اعلی می فرماید : من نام او را از نام خود جدا کردم و به ادب خود ادب آموختم و من بر مشکلات علم خویش او را واقف ساختم و اوست کسی که بتها را در خانه من می شکند و اوست کسی که بر پشت بام اذان گوید و مرا تقدیس کند ، وای به حال کسی که او را دشمن داشته و نافرمانیش کند .

منبع « زندگانی امیر المؤمنین  : سید هاشم محلاتی »

البته سر به هوا یه کمی بریده بریده و کم و زیاد کرده ( با استفاده از منابع دیگه !)



یکشنبه 14 تیر 1388 | نظرات ()


موضوعات

دفاع مقدس

مهدویت

ائمه معصومین (ع)

متفرقه

اسلام

موسیقی

روزانه ها

حجاب

شهادت

دوستان

قرآن

یک وبلاگ مذهبی نظامی

سید مسعود شجاعی طباطبائی

رنگ خدا

قزوه

نشانه

حاج رضوان

میعاد گاه یار

نماینده

مثل هیچکس

نستوه

انتهای بیراهه

سایبریا

خدا هم عاشق است

محمد

میلاد عرفان پور

پلخمون

مجاهدین

رفاقت با شهدا

کربلائی 110

سیاه مشق

دست نوشته های یک بسیجی

آرشیو مطالب

آبان 1389

مرداد 1389

آبان 1388

مهر 1388

شهریور 1388

مرداد 1388

تیر 1388

اردیبهشت 1388

فروردین 1388

اسفند 1387

نویسنده

سر به هوا

آمار سایت

بازدیدهای امروز :
بازدیدهای دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :

امکانات جانبی

RSS 2.0

سایت سیاسی فرهنگی مرصاد20