تبلیغات
.سر به هوا

نامه شهید علم الهدی

سلام مطلبی که امروز می خوام بزارم متن نامه شهید سید حسین علم الهدی است که سال 56 وقتی دانشجوی دانشگاه مشهد بودن به خواهرشون نوشتن وقتی این نامه رو می خوندم برام خیلی عجیب بود یه همچین وسعت دیدی شاید برای ما که همیشه اطرافمون صحبت از فرهنگ اسلامی شده خیلی عجیب نباشه این طرز تفکر زیاد دوروبرمون دیدم اما ما در چه جامعه ای رشد کردیم ؟ آیا ما هم می تونیم یه همچین درک بالائی از زندگی داشته باشیم ؟ مائی که توی جامعه اسلامی رشد کردیم می تونیم اینقدر ریز به نفوذ فرهنگ غربی توی ریز ترین مسائل زندگیمون پی ببریم ؟ همیشه دنبال این می گردیم که ببینیم چه طوری می شه از شهدا الگو برداری کرد .شاید این نمونه طرز تفکر یه جوونی که توی جامعه فاسد رژیم سابق رشد کرده ، بزرگ شده وحتی دانشگاه رفته بتونه راهگشای من باشه واسه اینکه تعجب نکنم چه جوری هویزه مقاومت کرد وسر پا ایستاد  .

متن نامه واسه یه پست طولانی به نظرم اومد فکر کردم دو تیکش کنم بعداً پشیمون شدم آخه کارای من حساب کتاب نداره شاید فرصت نشد یه تیکه دیگش رو بعداً بزارم شاید حوصلتون نگیره بخونین اما من فکر می کنم اونقدر توی این نامه درس هست که اگه وقت بزارین و بخونین حتماً لذت می برین ( البته چون حرفا ی خودم نیست واسش این همه پیام بازرگانی می دم و گرنه ... )

اولین ... جایی بوده که توی متنی که من داشتم ( کپی از روی دستنوشته شهید ) مشخص نبود چیه ولی بقیه ... همونایی بوده که توی متن نامه بوده .

خواهر عزیز

پس از اهداء سلام و درود ، رسیدن به فلاح را برایتان آرزو می کنم

چون در آغاز قدم گذاشتن در سال جدید از شما دور بودم و نتوانستم خود را به این راضی کنم که سال نو را آغاز کنیم و در این لحظات حساس از عمر با شما سخن نگویم ناچار برای اولین بار ... دست گرفتم و با شما حرف می زنم .

ساعتی پیش داشتم مطالعه می کردم به یک جمله رسیدم در مورد این جمله زیبا فکر کردم و مناسب دیدم که نتیجه این ساعات فکر را که آستانه شروع سال جدید بود برایتان بنویسم .

شاندل shandel متفکر یزرگ اروپای قرن بیستم در مورد چگونگی زندگی انسان در قرن بیستم می گوید :

« انسان ِ این عصر زندگی را وقف تهیه وسایل زندگی می کند »

ما زندگی را در رنج می گذرانیم تا راحتی و آسایش ایجاد کنیم تمام عمر می دویم به این امید که لحظاتی بنشینیم

تمام عمر زحمت می کشیم تا استراحت کنیم و البته عمر می گذرد و راحتی و آسایش و نشستن و آرامش را لمس نمی کنیم و نمی یابیم زیرا مرتباً از طریق اجتماع به ما نیازهای جدید تلقین می شود .

نیازهای کاذب و مصنوعی که دائماً در آدم بوجود می آورند بوسیله تبلیغات است تلوزیون را روشن می کنید بعد از دو ساعت خاموش می کنید به خودتان نگاه می کنید می بینید هفت هشت احتیاج خرید تازه بوجود آمده که قبلاً لازم نداشتید قبلا مثلا ً با خاکستر دیگ را می شستید امروز حتماً باید پودر ... بخرید بوردا می خرید زن روز می خرید نگاه می کنید در فکر تهیه لباسها و مدل های آن ها می افتید . استعمار فرهنگی و فرهنگ زدائی از طریق تقلید تشبه رقابت مصرف های مصنوعی و سمبلیک و جلب توجه است و اینجاست که به سخن عمیق محمد (ص) که مَن یتشبَه بِقومٍ فَهوَ مِنه که از کلمه شبیه استفاده شده اگر زندگیمان مثل اروپائی ها شد اگر وضع لباسمان مثل مدلهای ارائه شده زن روز و بوردا و خانم ِ ... شد خود نیز از نظر خصوصیات انسانی و درک و انتخاب راه زندگی به سوی او شدن میل کرده ایم یکنواختی شدن انسانها در جوامع گوناگون و مخصوصاً در ملت ما که مرتباً بوسیله برنامه های فرهنگی مان در سطح وسیع از طرف مسئولان امر پیاده می شود همه قالبهای ماشینیسم بخاطر بالا بردن مصرف جهانی مخصوصاً جهان سوم که نیای صنعتی به ما تحمیل می کند .غارت اصالتها منابع معنوی و از بین رفتن خصوصیات زندگی شرقی و یا اسلامی که عبارت از مصرف هر چه کمتر و تولید هر چه بیشتر بوسیله عوامل آموزشی دگرگون می شود .چرا که اروپای صنعتی می بایست برای تولیدات اضافی خود مصرف کننده پیدا کند . و چه کند که بتواند کالای مصرفی بدهد و مواد تولیدی بگیرد و منت هم بگذارد و خود را بالاتر و متمدن قلمداد کند و اگر هم سواری خواست خر خوبی تربیت کرده باشد و ..

ابتدا با استعمار فرهنگی کار خود را آغاز می کند و سپس یک خصیصه پاک و اصیل خدایی که برسم امانت به انسان داده شده استفاده می کند و آن تنوع که شکلی از تکامل است

می بینیم ( همراه با درد ) که تمام فلسفه ها و مذهب ها و ایده آلها و عشق ها و خواستن ها و ...

خلاصه شده در این : اصالت مال زندگی مادی است بنابراین وقتی زندگی مادی اصالت دارد هدف رفاه است پس برای چه باید کار کرد ؟ برای ساختن وسایل آسایش

بنظر شما آیا انسان امروز بیشتر آسایش دارد یا انسان دیروز ؟

پس همه نیروها یمان صرف فدا کردن آسایش زندگی برای تهیه وسایل آسایش زندگی

داستان شازده کوچولو را خوانده اید ؟

آیا قربانی شدن آسایش زندگی برای چه ؟ برای تکامل ؟ برای تعالی ؟ برای رفتن به حقیقت ؟

برای رسیدن به ایده آلهای مقدس انسانی ؟ برای تقرب و نزدیکی به بهترین دوست و یار او ( الله ) ؟ نه برای بدست آوردن وسایل آسایش زندگی . زیستن برای مصرف ، مصرف برای زیستن یک دور باطل دور حماقت کار - استراحت - خوردن - خوابیدن همین و بس !!!

بهتر است کمی فکر کنیم ملاک ما برای شناختن افراد چیست ؟ مثال می زنم ،آیا وقتی به خواستگاری می روید چه می پرسید ؟ می پرسید که آیا شما آدم باهوشی هستید ؟ با شهامت هستید ؟ چه مقدار وقار و اصالت دارید ؟ چه مقدار قرآن را درک کرده اید ؟ چه مقدار در تاریخ و اقتصاد و جامعه شناسی و انسان شناسی و تفسیر و فهم سخنان ائمه اطهار مطالعه دارید ؟ معلوماتتان چقدر است ؟ و .... هرگز !

درست همانگونه می اندیشیم و همانگونه انتخاب می کنیم که فرهنگ مادی بورژوازی غرب بما تحمیل کرده و معیار ارزشهامان بسته بندی شده از غرب می آید اما خود نمی دانیم و نمی فهمیم و خیال می کنیم که اندیشه و فکرمان اسلامی است در صورتیکه اندیشه ای که قرآن بما می خواهد بدهد درست عکس آنست و با آن در تضاد کامل است .

و اصلاً اندیشه تربیتی قرآن برای از بین بردن چنین ارزشها و معیارها و طرز تفکر ها و برداشتها و چنین شناختی است نسبت به زندگی حیات وسایل مادی نیازها آروزها خواستها ایده آلها و ....

و ما تمام تلاشمان را و ناراحتی هامان و رنج ها و حتی نوع احساسهامان در اینست که بهتر زندگی کنیم بجای اندیشیدن به اینکه چگونه باید زندگی کنیم و چرا ؟ زندگی یعنی چه ؟ تلاش برای چه ؟ اصلاً چرا زندگی کنیم ؟ و به اینها توچه نداریم ، چرا که نتوانستیم خود را از لجن فرهنگ بورژوارزی نجات دهیم از لجن مصرف بدون تولید از لجن زندگی خلاصه شده در مادیات ، و تمام نیروهای خلاق و نبوغهای سرشار را در وسیله خلاصه کردن ، درست مثل کسی که پله ای گذاشته تا خود را به پشت بام برساند اما همینکه پا روی پلکان اول گذاشت آنقد راجع به خود پله فکر کند سوراخ و سمبه های آن رنگ آن و ... که لحظه ای خواهد رسید و گریبان مرگ او را فرا گرفت و هنوز در فکر اینست که پله چوبی را بتدیل به فلزی یا فلزی را تبدیل به کا ئو چو با طلا و با ... کند و در نتیجه عمر تمام می شود و خود را به پشت بام نرسانده خواهش می کنم این جمله را با دقت بخوان و فکرکن تا عظمت آن را درک کنی النّاسُُ نیامٌ اذا ماتوا اِنتبهوُ( مردم خوابند وقتی مردند متنبه می شوند ، بیدار می شوند ) که حدس می زنم این جمله زیبا از فاطمه بزرگ آن الگو نمونه شاهد اسوه در همه زمانها برای همه نسلها و همه دختران و ادران تارخ آن چهره زنده که جز از وقایع مرگ او چیزی نمی دانیم و او که باید در لحظه های زندگی در انتخاب ها در جلو چشمانمان باشد تا بیاموزیم که چگونه زندگی کنیم و چگونه بمیریم نتایجی که من از این جمله گرفتم به شما ارئه می دهم چه بسا که شما فکر کنید و به نتایج عمیق تری دست یابید مردم خوابند 1 - خواب معمولا در شب است و از خصوصیات شب تاریکی و سیاهی و ظلمات است

2- کسی که خواب است از وقایعی که در اطرافش اتفاق می افتد بی خبر است

3- کسی که خواب است از خود نیز بی خبر است

4- اگر دشمنی داشته باشد بسادگی می تواند او را از بین ببرد تا در دام بیندازد

5- هنگامیکه خورشید که مظهر نور است و روشنائی طلوع کرد انسان از خواب بیدار می شود

6- کلمه ناس بکار رفته به معنای توده مردم

7- چه کسی متنبه می شود بیزار می شود پشیمان می شود بعد از آنکه بیدار شد ؟

کسی که می فهمد استعدادها و نیروهای بسیار در وجود داشته سرمایه های عظیمی خدا به او اعطا کرده و آنها را راکد در عالم خواب و نا آگاهی قرار داده همانند آب راکدی که می گندد و بوی بد می دهد

و در ثانی کار از کار گذشته و مرگ فرا رسیذه و راه بازگشتی نیست

هدف او ( الله ) از آفرینش انسان تکامل بسوی اوست و سرمایه های مادی را در اخیار انسان گذارده تا در خدمت آن هدف بکار بریم ،اما ... چگونه بدست خود استعداد ها و نبوغهایمان را دفن می کنیم و در گورستان فراموشی رها می کنیم بقول قرآن زندگی هامان کافرانه می شود

زین للذین کفروا الحیوةالدنیا و یسخرون من الذین امنوا و الذین اتقوا فوقهم یوم القیامة

کسانیکه کفر ورزیدند و حیات دنیا برای آنان زینت داده شده و ایمان آورندگان را مسخره می کنند ولی کسانیکه تقوی پیشه کردند روز قیامت و حیات اخروی برایشان بسیار برتر و مهمتر است

در آیه 14 سوره آل عمران مراجعه کنید و در یابید که در این آیه نقش زن در تعیین جهت فکری و مسیر زندگی مرد و اجتماع چگونه مطرح شده الدنیا مزرعة الاخرة

12-یونس هرچه که نداشتیم از خدا می خواهیم و هنگامیکه خدا آنرا بما داد او را فراموش می کنیم جز مسرفین هستیم

زیرا آنچه را ازنعمتها که خدا بما داده تا در راه رسیدن به او بکار بریم .واگر بکار نگرفتیم مسرفیم

کذلک زین للمسرفین ما کانوا یعملون - ان الله لا یحب القوم المسرفین

31-اعراف این آیه بسیار عمیق زیبا و رسا است

خطاب به بنی اسرائیل ( همان قومی که پیامبر ما را به آنها تشبیه می کند ) متاع و زینت دنیا را حرام نکردیم بر مردم بلکه اینها وسیله ایست برای مردم با ایمان و اینها فقط در دنیاست و البته در آخرت بهتر از اینها را به مردم با ایمان خواهیم داد

به سوره کهف آیه7 - سوره اعراف آیه 31 - سوره حدید آیه 20 - سوره کهف آیه 28 - سوره قصص 78و 79 - سوره احزاب 28 - سوره توبه 38 - سوره نساء 77 سوره آل عمران 185 - سوره نحل 117 - سوره یونس 23 و 70 -سوره رعد 26 - قصص 60 و 61 - سوره غافر 39 - سوره شوری 36 - سوره زخرف 35

مراجعه کنید با دقت به سخن خدا گوش کنید تا چگونگی زندگی و راه و هدف و نوع نیازها و خواسته هایمان را از فرهنگ و ایدئولوژی قرآن بگیریم و به جهانیان ثابت کنیم که قرآن برای همه زمانهاست و عمل کردن آن برای همه نسلها

منتظر پاسخ شما به سخن من                                           برادرتان از مشهد - حسین

التماس دعا



پنجشنبه 18 تیر 1388 | نظرات ()


موضوعات

دفاع مقدس

مهدویت

ائمه معصومین (ع)

متفرقه

اسلام

موسیقی

روزانه ها

حجاب

شهادت

دوستان

قرآن

یک وبلاگ مذهبی نظامی

سید مسعود شجاعی طباطبائی

رنگ خدا

قزوه

نشانه

حاج رضوان

میعاد گاه یار

نماینده

مثل هیچکس

نستوه

انتهای بیراهه

سایبریا

خدا هم عاشق است

محمد

میلاد عرفان پور

پلخمون

مجاهدین

رفاقت با شهدا

کربلائی 110

سیاه مشق

دست نوشته های یک بسیجی

آرشیو مطالب

آبان 1389

مرداد 1389

آبان 1388

مهر 1388

شهریور 1388

مرداد 1388

تیر 1388

اردیبهشت 1388

فروردین 1388

اسفند 1387

نویسنده

سر به هوا

آمار سایت

بازدیدهای امروز :
بازدیدهای دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :

امکانات جانبی

RSS 2.0

سایت سیاسی فرهنگی مرصاد20